۵۹ -ماجرای مرحوم حاج سید محسن زیارت نیا دربان آستان قدس رضوی

با سلام و ادب، احتراما باستحضار دوستان گرامی میرساند مرحوم حاج محسن زیارت نیا  برادر داماد ما ، آقای دکتر سید مهدی زیارت نیا  و کشیک یکم دربانان حرم رضوی بود و مطالبی که عرض می شود نقل قول از آقای دکتر و فرزند مرحوم می باشد .وی گفت برادرم حاج محسن ، چندسال قبل به علت همین بیماری قند، به حالت کما رفتند که ما ناچار ایشان را به بیمارستان ۱۷ شهریور مشهد بردیم. او در بیمارستان جند مرتبه از روی تخت به زمین افتاد که ما علت را نمیدانستیم که ناچارا او را به تخت می بستیم.چند روز بعد که حال وی بهتر شد از او راجع به علت افتادن از تخت سوال کردیم مطلب جالبی بشرح ذیل گفت :

“زمانی که در حالت کما بودم ، در عالم رویا می دیدم که در مجلسی حضور دارم و من را در خصوص اعمالی که در طول زندگی انجام داده بودم محاکمه میکردند و مراحل آن نظیر یک پلکان بود که هرگاه یک مرحله را میگذراندم به مرحله بالاتر میرفتم.مثلا یکبار سوال شد چرا در فلان زمان و در فلان رستوران نوشابه ات را باز کردی و نخوردی و اسراف کردی ؟البته شخص زیبا چهره ای همراه من بود که او به من گفت پاسخ بده و بگو نوشابه را گارسون باز کرده که با این پاسخ توبیخ نشدم  و یک پله بالا رفتم .در سوالی دیگر از من پرسیدند چرا در فلان اغذیه فروشی زمانی که ساندویج خود را خوردی کاغذ آن را مچاله و به زمین انداختی و برای مالک ان زحمت ایجاد کردی ؟ که متاسفانه من پاسخ قانع کننده ای نداشتم  و هرگاه از جواب من راضی نمیشدند مرا عذاب میکردند و گویا از بالای  بام بیمارستان ۱۷ شهریور که در آنجا بستری بودم به پایین پرتاب می کردند که از شوک این عمل از تخت به زمین می افتادم.زمانی که به بالای پلکان رسیدم آن همراهم رفت و من را به شخص دیگری سپرد اما او گفت هنوز مهلت داری و باید برگردی “

مرحوم حاج محسن چند ماه بعد در مورخه ۹۲/۹/۲۳ فوت نموده و در طبقه پایین صحن جمهوری حرم مطهر رضوی در جوار اربابش حضرت رضا علیه السلام دفن گردیدند .خداوند ایشان و جمیع اموات مومنین و مومنات و ما را مورد رحمتش قرار دهد.انشاءالله.

درس اخلاقی :

حقیر از روزی که این مطالب را از دکتر شنیدم اولا تصمیم گرفتم مصداق فرمایش ذکات العلم نشره این مطلب را در سایت جهت استفاده برادران و خواهران ایمانی ارائه نمایم و ثانیا خودم نیز از آن روز حتی پوست شکلات را در خیابان و پیاده رو میترسم بیندازم و سعی می کنم آن را در ظروف زباله منزل یا خیابان بیاندازم چون یقین دارم در خصوص  زحمتی که برای رفتگر جمع آوری کننده آن ایجاد می کنم ،در مجلسی نظیر مجلس مرحوم حاج محسن بازخواست خواهم شد. مصداق فرمایش قرآن مجید : و من یعمل مثقال ذره خیر یره و من یعمل مثقال ذره شر یره. 

ضمنا چنانکه مستحضر هستید جهت اموات در شب اول فوت نماز لیله الدفن قرائت می شود که این نماز به دو صورت وارد شده است . حمد و دو توحید در رکعت اول و حمد و ده سوره قدر در رکعت دوم و در نوع دیگر نماز که یکی از استادان اخلاقی نیز تاکید بیشتری بر آن داشتند ، حمد و دو توحید در رکعت اول و حمد و ده مرتبه سوره مبارکه تکاثر در رکعت دوم می باشد که توصیه می کنم حتما این سوره و ترجمه آن را  مطالعه بفرمایید .در این سوره مبارکه خداوند متعال می فرماید : الهاکم التکاثر حتی زرتم المقابر …….ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم .هلاک کرد شما را کثرت طلبیتان تا آنگاه که ملاقات کردید قبرها را ….سپس به تحقیق (تاکید شدید ) در این روز شما سوال خواهید شد در خصوص نعمت هایی که به شما داده شده بودید.

با عنایت به ماجرای مرحوم حاج محسن و سوره مبارکه تکاثر ، زمانی که توسط خداوند در خصوص نعمتهایی که از راه حلال کسب کرده ایم این اندازه حساب کشیده شود وای به حال آن کسانی که از راه حرام کسب روزی نمایند یا پست و منصب و قدرتی داشته باشند که رتق و فتق امور مسلمین را انجام دهند و در این کار غفلت نمایند.برادران و خواهران گرامی ماجرای مرحوم حاج محسن حجت را بر همه ما تمام کرد که نگوییم نمی دانستیم .

در دین اسلام کلمه زیبایی بنام حق الناس داریم .ما بر اساس اصل معاد که از اصول پنجگانه دینمان می باشد نسبت به تک تک افعال و اعمالمان مسئولیم و باید در  نزد خداوند متعال جوابگو باشیم .اگر نسبت به خداوند باشد به ان حق الله و اگر نسبت به مردم باشد به آن حق الناس می گویند . اگر در خیابان ماشینمان طوری پارک کنیم که سد معبر شود و افراد معطل شوند نسبت به ساعاتی که ایشان معطل شوند مدیون ایشانیم .اگر خودروی ما دودزا باشد و باعث آلودگی هوا شود مدیون تمامی انسانها و حیواناتی می شویم که آن دودها را اشتنشاق نمایند.اگر به فردی توهینی بنماییم که باعث بروز مشکلاتی در تعامل او با دیگران بشود مدیونیم.و……مگر در قرآن مجید نخوانده ایم “و من یعمل مثقال ذره خیر یره و من یعمل مثقال ذره شر یره” هر کس به اندازه مثال ذره ای خیر بکند جرای خیر آن را خواهد دید و هر کس به اندازه مثقال ذره ای شر بکند جزای شر آن را خواهد دید.

پس ای برادر  یا خواهر گرامی همین الان از غفلت و اعمال گذشته نزد خداوند متعال استغفار نما و سعی کن خسارت هایی را که به دیگران زده ای جبران نمایی .اگر زنده اند حضورا از ایشان عذر خواهی و به حد توان جبران کن و اگر مرده اند ردمظالم برایشان بده و دعا و ذکر و ادعیه برایشان تلاوت کن و به یقین خداوند را رحیم و بخشنده خواهی دید.

زمانی ، در یکی از شرکتهای تولیدی  ایران خودرو ، در سالن غذاخوری مقدار زیادی از غذا که مازاد مصرف پرسنل بود ، چون دست خورده بود دور ریخته می شد ، لذا توسط یکی از اعضای کمیته حمایت از محرومین شرکت ، قابلمه بزرگی خریداری شد و روی آن نوشته شد ذخیره آخرت ، و پرسنل همان ابتدایی که ظرف غذا را می گرفتند مقدار مازاد را درون آن می ریختند و اعضای کمیته محرومین شرکت آن غذاها را در ظروف یکبار مصرف ریخته و بین خانواده های محرومی که توسط کمیته شناسایی شده بود،  توزیع  می شد(قابل توجه رستورانها و هتل ها) و یا در اقدامی دیگر بسیاری از فعالیتهای پلیسه گیری و غیر تخصصی شرکت به خانواده های محروم داده شد که هم عزتشان بجا باشد و هم درآمدی داشته باشند و هم خیلی سریعتر انجام می دادند  یا در اقدامی دیگر برخی اعضای کمیته محرومین به چهارشنبه بازار نیشابور اعزام شده و بوقلمون های نر و ماده خریداری و به محرومین داده می شد البته با آنها شرط می شد که تا مدتی حق فروش و یا خوردن آنرا ندارند و حتما آنها را تکثیر نمایند و نماینده کمیته جهت بازدید خواهد آمد که طبق بازدیدهای انجام شده دیده شد  بعضا صاحب چندین بوقلمون شده بودند.ضمنا طی فرمهایی اغلب پرسنل موافقت کرده بودند مبالغ مختلفی از حقوقشان ماهانه کسر و به حساب کمیته محرومین واریز شود.این اقدامات باعث شد بود آن شرکت که تا قبل از آن در حال ورشکستگی بود آنقدر عزت و رونق یابد که استخدام در آن از بزرگترین آرزوهای جوانان آن شهر شده بود.

ممکن است گفته شود پیاده سازی و اجرای سیستم ها و تکنیکهای مدیریتی نظیر کایزن ، پنجره جوهری ، تعالی سازمانی و ….موجب رشد و تعالی شرکت بوده است ، بلی درست است اینها علت ظاهری موفقیت شرکت بودند اما هر علتی یک علت العلل و علت باطنی برای حصول نتیجه نیاز دارد که همانا کسب رضایت خداوند با رسیدگی و کمک به محرومین است .*و دعای آن محرومین علت العللی بود که باعث رونق و موفقیت شرکت افزوده می شد بطوری که شرکتی که قرار بود در سال ۱۳۷۷ به علت ضرر دهی به مبلغ تقریبی ۶۰ میلیون فروخته شود در سال ۱۳۷۸ حدود ۹۰۰ میلیون سود خالص داد و این نبود مگر از دعای خیر محرومین و پرسنل راضی شرکت  .

خداوندا ما را یاری فرما در  ادای شکر نعمتهای بی کرانت .انشاء الله

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

3 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
reza
reza
7 سال قبل

امیدوارم همیشه این هشدارها ی ارزشمند را در لحظه لحظه ی زندگی مد نظر قراردهیم.

محسن نصری
محسن نصری
7 سال قبل

با سلام
جناب مهندس متنی که شما قرار داده اید واقعا لرزه بر اندام من انداخت
امیدوارم خداوند همه ما را ببخشد
انشاالله از امروز بنده سعی خواهم کرد حق التاس را بهتر اجرا و در رعایت آن از خداوند کمک بگیرم
واقعا متن خداپسندانه ای بود
به امید اینکه در تشرفات حضرتعالی به حرم امام رضا برای بنده هم استغفار نمایید و مرا دعا بفرمایید مخصوصا زمانی که در کفشداری حضرت مشغول هستید
التماس دعا از همه
محسن نصری
۱۳۹۳/۱۱/۰۵

Scroll to Top