۹۲ -عزادار واقعی Real Mourning

بسمه تعالی

جند روز قبل به مناسبت ایام عاشورا در دبستان پسرم برنامۀ پخت و توزیع شله ( آش مخصوص مشهدی ها که شامل حدود ۱۵ قلم انواع حبوبات و ادویه جات و گوشت می باشد) بین دانش آموزان بود و چون پدرم چند دیگ بزرگ وقف مجالس سیدالشهداء دارد لذا من هم قرار کردم که دیگ آن را ارسال کنم .تماس گرفتم با یکی از وانت تلفنی ها و گفت فلان مبلغ می گیریم که گفتم زیاد است و فاصلۀ منزل تا مدرسه شاید صد متر هم نشود اما چاره ای نداشتم و پذیرفتم و وانت آمد و دیگ را بردیم و موقع حساب دیدم جوانی با ظاهر مذهبی و لباس سیاه عزاداری و ریش بلند است که با خودم گفتم عجت شانسی حتما پول نمی گیرد یا حسابی تخفیف خواهد داد اما در کمال تعجب دیدم قرانی تخفیف نداد و تا کامل پولش را نگرفت نرفت .در آنجا یاد سخنرانی آقای کاظم نیکنام در مبحث صفات متقین که در همین سایت موجود است افتادم که داستان زیبا و آموزنده ای را بشرح ذیل بیان کردتد:

که شخصی از محلی عبور می کرد و دید یک نفر در حال گریه است . از او سوال کرد چرا گریه می کنی که گفت گرسنه ام و او هم شروع به گریه کرد . فرد سومی از راه رسید و از آنها علت گریه را جویا شد که نفر دوم پاسخ داد این فرد گرسنه است و مدتی است طعام نخورده لذا به حال او گریه میکنم .فرد سوم گفت می بینم که زیر بغل تو چند نان است خوب یکی را به او بده بخورد و سیر شود و مشکل حل شود و دنبال کارت بروی ، که نفر دوم پاسخ داد تا فردا حاضرم برایش گریه کنم اما ذره ای نان به او نخواهم داد.

آقای رانندۀ وانت حاضر نبود برای اعتقادات دینی اش خرج کند و متاسفانه گاهی باورهای نادرست در جاهای دیگر نیز دیده می شود مثلا برخی زائرین حرم باشدت و خشونت بسوی ضریح مطهر حرم حضرت رضا علیه السلام رفته و اصلا ملاحظۀ دیگر زائران را نمی کنند .اینان فکر می کنند حرم حمام است که در بیرون حرم و جامعه هر عملی انجام داده اند به حرم که آمدند پاک و مطهر بیرون روند و اگر هم مردند بهشت جایگاهشان باشد غافل از اینکه شیعیان واقعی باید به این باور باشند که در حرم و از حضرت رضا علیه السلام که عین الله ناظره می باشند برای اعمالی که انجام داده اند نمره می گیرند و به گفتۀ زیبای مرحوم شهید دکتر بهشتی :بهشت را به بها می دهند نه به بهانه ، ما باید برای اعتقاداتمان خرج کنیم و صرف ادعا ما را به جایی نخواهد رساند.

لازم به ذکر است موقعی که مجلس مدرسه تمام شد چون جای دیگری قول دادن دیگ را داده بودم و از طرفی ظهر پنج شنبه بود و مدرسه تا دو روز تعطیل می شد با عجله خود را به مدرسه رساندم که دیگ نماند و وانتی را ابتدای کوچۀ مدرسه دیدم که به راننده پیشنهاد کردم که دیگ را حمل کند و زمانی که از او سوال کردم که چقدر می گیری گفت با یک صلوات که خدا را شکر کردم که یک مسلمان با اعتقاد را دیدم که انصاف دارد و برای اعتقاداتش خرج می کند.

با ادب و احترام و قبولی عزاداری های بی بهانه -حسن زاده

 

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

2 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
محمد
7 سال قبل

سلام علیکم,چون ما ظواهر را میبینیم قضاوتهایمانم هم ظاهری است,من همان راننده اولی هستم آنروز میخواستم مادرم را از بیمارستان مرخص کنم ودیرهم کرده بودم ومدام اشک میریختم چون جز خداازهمه قطع امید کرده بودم تا خدا شمارا رساند وپول من کامل شد تا مادرم راترخیص کنم و خداراهزاران بار شکر گفتم که این پول راازراه خدمت ابی عبدالله نصیبم کرد.

Scroll to Top