۱۸۹ – مقاله تلفیقی درخت سعادت

۶بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

    اگر بطور مثال بر اثر زلزله لوستر اتاق بر روی میز سقوط و ان را بشکند ،  میز معلول و  لوستر علت و زلزله علت العلل شکسته شدن میز نامیده می شوند. در مورد حوادث خوب و بد کشور نیز این فرایند صادق است یعنی سیلها و بلاهای طبیعی و رواج اختلاسها و گرانی و بیماریها…همگی معلول و  بارندگی های شدید ، انتصاب مدیران نالایق  و… علت و لیاقت مردم بدلیل کفران نعمتها و ناسپاسی علت العلل است . حال در این شرایط بحرانی کشور اگر حوادث را شانسی فرض نماییم ، کاملا مشرکانه نظر داده ایم و آیه ۵۹ سوره مبارکه انعام این نظر را نقض مینماید :
” وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ ”
باور کنیم ؛ و کلیدهای غیب فقط نزد اوست، و کسی آنها را جز او نمی داند. و به آنچه در خشکی و دریاست، آگاه است، و هیچ برگی نمی افتد مگر آنکه آن را می داند، و هیچ دانه ای در تاریکی های زمین، و هیچ تر و خشکی نیست مگر آنکه در کتابی روشن [ثبت] است.

حال اگر برگ درختی بی اذن خداوند سقوط نمی کند پس دلیل این همه مصائب و مشکلات مردم اعم از گرانی ، خشکسالی ، مدیران نالایق و اختلاسها و کرونا و مرگ و میرها چیست ؟

برای پاسخ باید باز هم از قران کمک گرفت . قران مجید در آیه ۳۰ الی ۳۳ سوره مبارکه یاسین و آیه ۱۱ سوره مبارکه رعد و ایات ۶ الی ۱۴ سوره مبارکه فجر علت العلل این مشکلات را متذکر می شود:

۱)  آیات ۳۰ الی ۳۲  سوره مبارکه یاسین ؛
” يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ”
باور کنیم ؛ ای دریغ و افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایتشان نمی آمد مگر اینکه او را مسخره می کردند!
” أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ”
” وَإِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنَا مُحْضَرُونَ ”
باور کنیم ؛ آیا  ندانسته اند چه بسیار از اقوام پیش از آنان را [به سبب کفر و طغیانشان] هلاک کردیم که آنان هرگز نزد اینان برنمی گردند و همه آنان [بدون استثنا ] در قیامت نزد ما احضار می شوند.

۲ ) آیه ۱۱ سوره مبارکه رعد
” لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ ”
باور کنیم ؛ برای انسان از پیش رو و پشت سر، مأمورانی است که همواره او را به فرمان خدا [از آسیب ها و گزندها] حفظ می کنند. یقیناً خدا سرنوشت هیچ ملتی را [به سوی بلا، نکبت، شکست و سقوط] تغییر نمی دهد تا آنکه آنان آنچه را [از صفات خوب و رفتارشایسته و پسندیده] در وجودشان قرار دارد به زشتی ها و گناه تغییر دهند. و هنگامی که خدا نسبت به ملتی آسیب و گزند بخواهد [برای آن آسیب و گزند] هیچ راه بازگشتی نیست؛ زیرا برای آنان جز خدا هیچ یاوری نخواهد بود.

در اینجا تاکید قران مجید  این است که رفتار و عملکرد اقوام انها را مستعد نزول نعمت و یا نقمت و بلا میکند و دعا تنها از بسترهای اولیه سعادت است و همچنین ؛

۳ ) آیات ۶ الی ۱۴ سوره مبارکه فجر
“أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ ”
” إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ ”
” الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلَادِ ”
“وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ ”
” وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ ”
” الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلَادِ ”
” فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ ”
” فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ ”
” إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ ”
باور کنیم ؛ آیا ندانسته ای که پروردگارت با قوم عاد چه کرد؟
و [با آن شهر] اِرم که دارای کاخ های باعظمت و ساختمان های بلند بود؟
همان که مانندش در شهرها ساخته نشده بود؟
و با قوم ثمود آنان که در آن وادی [برای ساختن بناهای استوار و محکم] تخته سنگ ها را می بریدند؟
و با فرعون نیرومند که دارای میخ های شکنجه بود؟
همانان که در شهرها، طغیان وسرکشی کردند؟
و در آنها فساد وتباه کاری فراوانی به بار آوردند؟
پس پروردگارت تازیانه عذاب های گوناگون را بر آنان فرو ریخت.
بی تردید پروردگارت در کمین گاه است .

در این آیات قران مجید سه قوم عاد و ثمود و فرعون را در اوج قدرت مثال میزند که دو عامل علت العللی ، طغیان در زمین و زیاده روی در فساد ، موجب نزول انواع بلاها و سقوط آنها گردید .

آری پس براي كسب سعادت لازم است بسترهاي علت العللی رشد و رسیدن به سعادت بشر شناسايي شوند.  بطور مثال در خصوص ارزيابي يك درخت ميوه، بايد به آخرين ثمره و خروجي آن يعني ميوه بنگريم اما اگر بخواهیم به آن میوه برسیم باید بر روی شناسایی بسترهای آن كاركرد و سپس با مهندسی معکوس به آن میوه رسید بطور مثال بستر ميوه ساقه و بستر ساقه شاخه و بستر شاخه تنه و بستر تنه ريشه است كه بستر نهائي است، حال جهت اصلاح درخت بايد ابتدا با تقويت بزرگترين بستر يعني دانه و ريشه و سپس تنه و شاخه و ساقه اقدام نماييم كه در نهايت حاصلش را در افزايش كيفيت و كميت ميوه بدست خواهیم آورد.
و اما در خصوص سعادت بعنوان یکی از عالي ترين اهداف بشر ، بسترها و شروط  آن را بصورت زنجيره اي از فرايندها مي توان تصور نمود كه هر فرايند در بستر فرايند بزرگتري قرار گرفته است که به ترتیب ذیل عبارتند از :

۱- سعادت   ۲- رضايت حق   ۳ – شكر   ۴ -عمل    ۵ – ادب   ۶ – تواضع  ۷ –عشق    ۸ – معرفت    ۹ –عنايت   ۱۰ – توسل و دعا    ۱۱ – سنخیت     ۱۲- تقوا      ۱۳ –شخصیت     ۱۴- عادات     ۱۵- رفتار    ۱۶ -باورها      ۱۷- احساسات   ۱۸- تفکر   ۱۹ -تذکر( قران و فروع دین)   .

يعني ؛

۱. شرط قبولی و بستر سعادت  انسان در پرتو كسب رضايت خداوند متعال است ،

۲. شرط قبولی و بستر رضايت خداوند در پرتو شكر نعمت هاي اوست ،

۳. شرط قبولی و بستر شكر در بستر عمل است ،

۴. شرط قبولی و بستر عمل ، ادب است یعنی عملي اثربخش و مقبول است كه مودبانه باشد ،

۵. شرط قبولی و بستر ادب ، تواضع  یا ادب قلبی ست و گرنه ریا و چاپلوسی خواهد بود ،

۶. شرط قبولی و بستر تواضع ،  عشق و دوست داشتن است ،

۷. شرط قبولی و بستر عشق ، معرفت و شناخت می باشد ،

۸. شرط قبولی و بستر معرفت ،  عنايت یعنی گوشه چشم  معشوق به عاشق است ،

۹. شرط قبولی و بستر عنایت ، توسل و دعا و۵ ناله های خالصانه عاشق به درگاه معشوق است ،

۱۰ . شرط قبولی و بستر توسل و دعا در بستر سنخیت است ،

۱۱. شرط قبولی و بستر سنخیت تقواست که عاشق ، خود را با صفات مطلوب معشوق شبیه سازد ،

۱۲. شرط قبولی و بستر تقوا ، شخصیت سالم است ،

۱۳. شرط قبولی و بستر شخصیت سالم ، عادات خوب است ،

۱۴. شرط قبولی و بستر عادات خوب ، رفتارهای خوب است ،

۱۵. شرط قبولی و بستر رفتار خوب  ، باورهای زیباست ،

۱۶. شرط قبولی و بستر باورها زیبا ، تحریک احساسات است ،

۱۷. شرط قبولی و بستر احساسات مناسب  ، افکار زیباست ،

۱۸. شرط قبولی و بستر افکار زیبا ، تذکر است که شامل اطلاعاتی است که حواس پنج گانه  جذب میکنند که از سه منبع میتوانند تامین شوند: عقل ، تجربه و الهی .

مشروح مقاله

بدون شك كسب سعادت ابدی والاترین آرزوی انسانهاست و سعادت را اگر همچون مجموعه ای از فرایندها فرض کنیم بسترهای آن بشرح ذیل خواهند بود:

۱ – شرط قبولی و بستر سعادت در بستر رضايت حق است ؛ يعني كسب رضايت خداوند متعال است كه تضمين كننده سعادت بشر است و انسانی سعادتمند است که خداوند از او راضی باشد.

۲- شرط قبولی و بستر رضايت حق در بستر شكر است ؛ بدون شک سرنوشت انسانها را شکر یا کفران عملی نعمتهای الهی رقم میزند . خداوند متعال مسير تعالي و پيشرفت بشر را در قرآن مجيد با عبارت: « ان الله لا يغيروا ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم » ترسيم فرموده است كه یکی از دستورالعملهای اجرايي آن را نيز در آيه: « لان شكرتم لازيدنكم …» می توان دید كه رضايت خداوند متعال از اعطاي انواع نعمت هاي الهي به بندگان را شكر نعمتها توسط ايشان عنوان می فرماید که به سبب آن نوید زیاد شدن نعمت ها را داده است .البته شکر دو گونه است شکر زبانی و شکر عملی و شكر عملی در صورتی مطلوب است كه داراي اثربخشي باشد.شکر و یا کفران نعمتهای الهی ، علت العلل نزول رحمت ها و یا نقمت ها و بلایای جهان هستی می باشد و این برخاسته از عدالت و نظم جهان میباشد که خداوند در جهان حاکم نموده است.

۳- شرط قبولی شكر در بستر عمل است ؛ شكري كه فقط زباني باشد ، نشان دهنده غافل نبودن فرد از لطف خداوند در عطاي نعمت به اوست وگرنه ارائه خدمات عملي با حداكثر اثربخشي به ديگر مخلوقات خداوند ،‌شكر واقعي نعمتها مي باشد كه در نتيجه كسب رضايت خداوند متعال را بدنبال خواهد داشت و بديهي است هرچه درصد اثربخشي بيشتر باشد، رضايت خداوند بيشتر خواهد بود .علم و ثروت ابزارهايي هستند در دست بشر و زماني مطلوب هستند كه در خدمت خيررساني به خلق باشند كه همانا بمصداق شكر آن نعمتها خواهد بود چنانچه نقل شده است اسكندر مقدوني زماني به قبرستاني رسيد و ديد مقدار عمر ثبت شده بر روي سنگ قبرها بسيار اندك و اكثرا چند روز بيشتر نيست لذا وقتي كه علت كوتاهي عمر ايشان را سؤال كرد ، در جواب گفته شد اهالي اين شهر عمر مفيدي را كه در راه خيررساني به خلق صرف شده باشد جزو عمر ميدانند و ثبت ميكنند و مابقي عمر را ثبت نميكنند( در نقل قول ديگري، عمري را كه در راه كسب علم صرف شده باشد ) .
۴- شرط قبولی عمل در بستر ادب است ، از مهمترين شاخص هاي مقبوليت عمل ، مؤدبانه بودن نحوه عمل است چرا كه خدمتي مطلوب است كه اثربخش باشد و زمانی اثربخش است که مؤدبانه باشد و عملي كه بي ادبانه باشد هرگز داراي اثربخشي مطلوب نخواهد بود. البته در انجام عمل باید مراقب بود که دچار عجب و خود شیفتگی نشویم که منجر به تکبر و تباه شدن اعمال می گردد لذا بایستی خودمان و عمل مان را در نزد خداوند متعال کوچک شمرده و توفیق و لطف خداوند بدانیم .
۵- شرط قبولی ادب در بستر تواضع است ، ادب و تواضع از باورهاي قلبي مي باشند كه ادب نماد بيروني و ظاهري و تواضع نماد دروني و بستر آن است و تنها در صورت وجود تواضع در درون قلب شخص ، رعايت ادب و احترام خالصانه و بی ریا به ديگران معنی پيدا ميكند پس تا زماني كه قلباً متواضع نباشيم و قلباً نسبت به ديگران خضوع نداشته باشيم نميتوانيم مودب باشيم و انجام عمل مودبانه که بستر و ریشه تواضع نداشته باشد ریاکاری بوده و در حکم چاپلوسی می باشد.

۶ – شرط قبولی تواضع در بستر عشق است ؛اما خود تواضع نيز بستري دارد كه همان محبت قلبي است و از دو حالت خارج نيست يا در خدمت خداوند متعال و يا در خدمت نفس اماره است . اگر در خدمت خداوند باشد بسوي نور و رستگاري و اگر در خدمت غير خداوند و نفس اماره باشد، بسمت تكبر و منيت خواهد رفت . از طرفي دوست داشتن و عشق به ديگران نيز بسته به افق ديد و جهان بيني و ظرفيت قلبي افراد متغير است كه در اين مرحله براي اينكه در صورت علاقه و دوست داشتن ما و احياناً بي توجهي ديگران علاقه و در نتيجه انگيزه تلاش ما كاهش نيابد استادان روانشناسي مقوله اي را با عنوان مقاله شادی بصورت نماد رياضي : ‌‌‌‌شادي = (دوست داشتن يا خدمت به ديگران ) تقسيم بر (توقع از ديگران) ، مطرح مينمايند و فرمول فوق اين مفهوم را ميرساند كه هرگاه خدمتي به كسي يا كساني نموديم ، همواره توقع خود را از ايشان كاهش دهيم تا شادي و عشق ما افزايش يابد وگرنه احياناً در صورت عدم قدرداني از ما توسط ذينفعان كه متاسفانه معمولاً هم وجود دارد ، شادي و عشق ما و در نتيجه انگيزه تلاشهاي آتي ما بعلت پشيمان شدن از انجام خدمت فوق كاهش مييابد . چنانچه در يك مثال واقعي در مورد يك خانم پزشك كه از یکنواختی كار روزانه اش خسته و دلزده شده بود ، پس از اينكه به او پيشنهاد ميشود روزانه مثلاً ۲ نفر را مجاني ويزيت نمايد ، نشاط و شادي و لذت مجدداً به زندگي او بازميگردد كه اين امر مربوط به كاهش توقع او از بیمارانش۰ ميباشد. چنانكه قرآن مجيد نيز در آنجا که ميفرمايد (( ان الانسان كان جهولاً كفوراً يعني بدرستيكه انسان جاهل ناسپاس است)) شايد تاکيدي بر اين مطلب باشد كه انسانها معمولاً در برابر نعمتها و احسان و خدمت ديگران به ايشان كمتر سپاسگذارند لذا هر كس كه در تعاملاتش با ديگران ، از آنان توقع جبران يا تشكر داشته باشد ، معمولاً كمتر به مقصد رسيده و در نتيجه شادي اش كم ميشود پس بايد همواره خدمات خود را بدون توقع از ذينفعان و فقط براي رضاي خداوند انجام دهيم تا بهترين نتيجه را در دنيا و آخرت كسب نماييم . در دين اسلام نيز آنجا كه تاكيد مي شود اعمال خود و حتي انجام اعمال عبادي نظير قرائت ادعيه و قرآن را نيز قربهً الي ا… و فقط براي رضاي خدا انجام دهيم شايد اشاره به همين نكته باشد چرا كه اگر بر اساس مشيت و حكمت الهي که همواره خداوند خیر و صلاح بندگان را در نظر می گیرد ، برآورده شدن درخواستها و حاجات ما که طی توسلات مکرر از خداوند درخواست می کنیم به مصلحت ما نبود و اجابت نگرديد ، توقع زياد ما از خداوند و معصومين باعث كاهش شادي و در نتيجه كاهش عشق و ايمان ما نگردد. دوستي كه مدتها در خارج زندگي كرده بود مي گفت در خارج يك زوج جوان شايد سالها با هم زندگي كنند اما به هم I Love You نگويند بلكه I Like You مي گويند كه اين مطلب باز مي گردد به مفهوم دو عبارت فوق چرا كه I Like You ، يعني تو را دوست دارم اما تنها براي نيازهاي خودم حتی به ضرر تو اما I Love You يعني تو را دوست دارم فقط بخاطر تو حتي به ضرر خودم ، و اين معني عشق واقعي است كه در قلب ما فقط يك هدف و معبود وجود داشته باشد و بقيه اهداف ما در راستاي اهداف آن معبود می باشد.

۷ – شرط قبولی عشق در بستر معرفت مي باشد ؛

عشق را بی‌معرفت معنا مکن
زر نداری مشت خود را وا مکن

گر نداری دانش ترکیب رنگ
بین گل‌ها زشت یا زیبا مکن

خوب دیدن شرط انسان بودن است
عیب را در این و آن پیدا مکن  – مثنوی  مولانا

چنانکه مجنون نیز پس از دیدن رخسار لیلی و معرفت عاشق دلباخته او گردید لذا محبت و عشق گلي است كه در بوستان معرفت ظاهر ميشود « و من عرفني عشقني » از طرفی جلوه هاي زيباي خداوند هميشگي و جاويدان است پس اين ماييم كه بعلت زنگارهاي گناهان و بي تقوايي به دنیا مشغول شدن و از کسب معرفت و شناخت صفات رحمانی غافل شده ایم و لذا چشم سرمان مي بيند ولي چون معرفت ، كه ديدن با چشم دل است را نداريم ، چشم دلمان آن جلوه ها را نمي بيند و با نعمتهاي بي دوام دنيا سنخيت يافته است .
انسانهای الهي با رعایت تقوای الهی، بر ميزان معرفتشان افزوده مي شود و لذا با عشق بيشتري به خداوند مينگرند و هر آنچه را او خلق كرده دوست ميدارند زيرا كه اثري از معبود خود مي بينند چنانچه شاعر عارف مي فرمايد:
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

۸ – شرط قبولی معرفت در بستر عنايت مي باشد ؛ یعنی تا عنایتی از جانب لیلی به مجنون نباشد، و پرده از رخ نگشاید تا مجنون رخ او بیند معرفتی حاصل نگردد تا شیفته لیلی شود..گشوده شدن پنجره هاي معرفت به قلب مومن نیز  بواسطه عنايت و لطف سرشار خداوند به بنده اش مي باشد پس هرچه توفيق كسب مي شود در نهايت به عنايت برخاسته از رحمانيت و رحيميت خالق متعال باز مي گردد. لذا گمشده ما عنایت است که باید دید چگونه می توان آن را کسب نمود.

۹ – شرط قبولی عنایت در بستر توسل است ؛ پس لازم است مجنون درب خانه لیلی رفته و با شیون و زاری و توسل ، توجه و عنایت او را طلب کند عنایت  خداوند متعال را میتوان دو دسته دانست ، عنایات عادی و عنایات خاص که عنایات عادی برخاسته از رحمانیت خداوند است که بدون درخواست بندگان بر ایشان نازل میشود و عنایات خاص که برخاسته از صفت رحیمیت خداوند است در اثر توسلات بندگان با لحاظ مصلحت بندگان به ایشان عطا می شود .
لذا طالبان عنایت خاصه مصداق فرمايش: فادخلوا البيوت من ابوابها يعني داخل شويد به خانه ها از درب هاي آن ، لازم است با اعتصام و توسل به ابواب رحمت خداوند متعال یعنی ائمه معصومين دست نياز بسوي خداوند متعال برده تا مورد عنايت حضرتش قرار گيرند .
۱۰ – شرط قبولی توسل در بستر سنخیت است ؛ آیا هر توسلی مقبول است و به نتیجه مطلوب می رسد یا اینکه برای استجابت مقدماتی لازم دارد.بلاشک چنین است و مقدمات و شروطی باید موجود باشد. لذا لازم است مجنون خود را آراسته به صفاتی کند که مطلوب لیلی ست ، عطر بزند ، مو شانه کند ، لباس زیبا در بر کند و اشک بریزد .توسل برقراری ارتباط معشوق با عاشق و ناتوان با قادر تواناست و از مهمترین شروط آن خلوص  است که نشان دهنده رها کردن دیگر معشوق ها و علایق عاشق و تلاش او در جهت رسیدن به کسب رضای معشوق است که می توان آن را سنخیت نام نهاد .
۱۱ – شرط قبولی سنخیت در بستر تقواست ؛ چنانکه می دانیم آهنربا فقط آهن را جذب می کند و چوب و سنگ را جذب نمی کند چرا ؛ زیرا صفات آهن با آهنربا هم همسنخ است و با چوب همسنخ نیست ، در توسل نیز چنین است و زمانی توسل مقبول می افتد و که فرد متوسل شونده به خداوند متعال با رعایت تقوا سنخیت یافته و صفات مطلوب خداوند را با توبه واقعی و اصلاح صفات رذیله  ، در خود ایجاد نماید  تا در نزد معشوق مقبول افتد. لذا در بستر تقواست که صفات انسان عاشق با معشوق یعنی خداوند متعال هم سنخ گردیده و صفات نیکو تقویت و صفات رذیله سرکوب و تضعیف می شوند.

۱۲ – شرط قبولی تقوا در بستر شخصیت است ؛ اما عاملی که موجب میشود ما تقوا را رعایت نماییم  به شخصیت ما باز میگردد.

۱۳ – شرط قبولی و بستر شخصیت ، عادات است ؛ مجموعه عادات رفتاری ما شخصیت ما را شکل میدهند اما بستر عادات چیست؟

۱۴ – شرط قبولی و بستر عادات رفتارها می باشند ؛ مجموعه رفتارهای ما که در طی ماهها و سالها تکرار میشوند  عادات ما را شکل میدهند ،

۱۵ – شرط قبولی و بستر رفتارها ، باورها می باشند ؛ کلیه رفتارهای ما به سبب باورهایی است که در وجود و افکار ما شکل گرفته است . باورها از سه منبع تامین می شوند : عقل ، تجربه و الهی. و اما عقل منبع مورد اطمینانی نیست و گاهی خطا می کند چنانکه بطور مثال می گوید هر چیزی را باید یکبار امتحان نمود. ولی مسلم است امتحان سیم لخت برق یا نیش مار کشنده است پس برداشتهای عقلی گاهی خطا مینمایند. و اما تجربه نیز گاهی خطا می کند و مثال ان تجربه ماجرای موشهای انداخته شده در استخر برای سنجش عمر موشها در استخر است که بعد از حدود ۲۰ دقیقه همگی میمیرند پس بگوییم عمر موش در استخر ۲۰ دقیقه است اما زمانی که شرایط را عوض و پس از ده دقیقه انها را خارج می کنیم و پس از مختصری مجدد درون استخر می اندازیم می بینیم عمر انها به ۲۶ ساعت می رسد و از این ازمایش دو نتیجه می گیریم اول اینکه اگر باورهای افراد تغییر کند رفتار انها نیز تغییر میکند چنانکه موش ها چون بکبار نجات پیدا کرده بودند تسلیم مرگ نشده و ۲۶ ساعت شنا و  تلاش  نمودند شاید مجددا کسی نجاتشان دهد و دوم اینکه به برداشتهای تجربی نمی توان اعتماد نمود و گاهی خطا میکنند چنانکه ابتدا فکر کردیم عمرشان ۲۰ دقیقه است و بعد با تغییر شرایط تا ۲۶ ساعت افزایش یافت .اما بهترین باورها ، باورهایی است که از جانب خداوند نازل شده اند که همانا باورهای قران مجید است که بایستی از متن ایات شناسایی و در معرض افکار مردم قرار گیرد تا شاهد رفتارهای مطلوب انسانها باشیم .

۱۶. شرط قبولی و بستر باورها ، احساسات است  ؛ خروجی تحریک حواس پنج گانه ما تعیین کننده باورهای ما می باشند یعنی لذت و شادی و یا نفرت و ناراحتی های ما موجب ایجاد باورهایی در ما میشوند که از  چیزی یا انجام عملی خوشمان بیاید و ان را انجام دهیم یا از انجام عملی دوری نماییم .

۱۷ – شرط قبولی و بستر احساسات ، افکار است ؛ یعنی ورود تذکرات  در ضمیر خود اگاه یا ناخوداگاه مورد  تحلیل قرار گرفته و  احساسات ما شکل می گیرند که مثلا از انجام عملی خوشمان آمده و انجام میدهیم  یا خوشمان نیامده و از ان پرهیز می نماییم .

۱۸.  شرط قبولی و بستر افکار انسانها ، تذکر است ؛

گفتیم شرط قبولی و بستر افکار زیبا ، تذکر است که شامل اطلاعاتی است که حواس پنج گانه جذب میکنند و از سه منبع میتوانند تامین شوند: عقل ، تجربه و الهی. عرض شد که عقل و تجربه گاهی دچار خطا می شوند لذا برترین تذکرات و یاداوری ها ، تذکرات الهی است که شامل  قران و ادعیه و ده فروع دین میباشند . قران خود شامل قران خوانی ، قران دانی و قران باوری  ، ادعیه شامل  ادعیه خوانی ، ادعیه دانی و ادعیه باوری و همچنین در خصوص ده  فروع دین شامل   انجام ، درک معنی و درک فلسفه و باور کردن آنها میباشد.

نتیجه نهایی ؛

با انجام تذکرات و تفکر در فلسفه انها ، احساسات تحریک شده و باورها شکل می گیرند و باورها رفتارها را میسازند و رفتارها عادات و عادات شخصیت انسان و شخصیت والا  انسان را بسوی رعایت تقوا سوق داده و تقوا موجب سنخیت صفات انسان با صفات مطلوب خداوند متعال گردیده و سنخیت موجب قبولی توسلات گردیده و قبولی توسلات باعث جلب عنایت خداوند متعال و جلب عنایت موجب بروز معرفت و معرفت موجب علاقه و عشق انسان به ذات اقدس اله و عشق موجب تواضع و تواضع موجب اعمال مودبانه انسان نسبت به کل هستی میگردد.

انشاء الله خداوند طی موفقیت امیز این مراحل را روزی همه محبین خداوند متعال و ائمه معصومین بگردانده

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Scroll to Top